روانشناسی

روشهای ترک یک عادت و شروع یک عادت جدید

ادامه نوشته

برشي از يك كتاب

"تيستو پرسيد:

-چرا آدمها در كلبه هايي كه بيشتر به لانه ي خرگوش مي ماند زندگي مي كنند ؟

آقاي تروناديس گفت :

-سوال احمقانه يي كردي ، براي اينكه خانه ندارند

-چرا خانه ندارند ؟

-براي اينكه كار ندارند

-چرا كار ندارند ؟

-براي اينكه شانس ندارند

-پس اينها هيچ چيز ندارند .

-بله تيستو،بدبختي يعني اين . "

  پ. ن : " تيستو، سبز انگشتي " اسم كتابيه كه چند روزيه شروع كردمش دارم مي خونم . با اينكه رمان نوجوانان محسوب ميشه ولي كلي حرفهاي فلسفي بزرگونه از زبان بچه ها مي زنه . مخصوصا كه ترجمه ي ليلي گلستانه . نوشته ي موريس دروئون . كتاب قشنگيه توصيه مي كنم يكبار هم كه شده بخونيدش كلي ديدتون رو به زندگي عوض مي كنه .

"آنچه که در عالم توان پرش و پرواز دارد زینت آفریده ها و مخلوقات است . آنچه که در جا می زند بی فایده و بی مصرف است . "

پ.ن : ديشب داشتم بعد از مدتها غزلي از سعدي مي خوندم كه رسيدم به كلمه ي مگس نحل ! خيلي كنجكاو شدم كه ببينم معنيش چيه يا چه موجوديه كه وارد يه سايتي شدم كه تفسير سوره ي نحل بود . اين پاراگراف رو هم از اونجا كپي كردم . متن وبلاگش قشنگ بود شايد شب دوباره اومدم بقيه اش رو خوندم .

راستي مگس نحل يعني زنبور عسل . يادم رفت بگم

آسمان به زمین می آید

همه ی دختران باید
شعری داشته باشند، که برای آنان نوشته شده باشد
حتـا اگر لازم باشد برای این کار
آسمان به زمین بیاید.


ريچارد براتيگان

خانه جالب و قدیمی سیمین دانشور

سیمین دانشور، همسر جلال آل احمد یکی از نویسندگان شهیر معاصر بود. این بانوی مترجم، نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشته است.مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. سووشون از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود. دانشور همچنین عضو و نخستین رییس کانون نویسندگان ایران بود.
 
ادامه نوشته

شهر قصه

 

این شهر
شهر قصه های مادر بزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمی کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد.

رسول یونان

 

پیشنهاد خوندن یک کتاب حال بهم زن !

دارم عق می‌زنم، آن‌قدر که همه‌ی زرداب‌های معده‌ام بالا می آید و می‌ریزد روی برف سفید. چند نفر لنگ‌لنگان حمله می‌کنند، می‌آیند با ولع تمام برف و زرداب را می‌خورند. بوی ترشی در دماغم پیچیده. نمی‌دانم این‌جا کجاست.

پیرزنی کنار دیوار نشسته… از خیرگی نگاهش بند دلم پاره می‌شود. جلو می‌روم و با ترس می‌پرسم:

«این‌جا دیگر کدام جهنم‌دره‌ای است؟»

می‌گوید: «اشتبه نکن. تا جهنم هنوز مانده»

دستمالی چرک از لای سینه‌های پلاسیده‌اش که زخم جذام دارد بیرون می‌کشد و دماغش را می‌گیرد. وقتی دستمال را پرت می‌کند، بینی‌اش لای دستمال جا مانده.

بی‌اعتنا دست می‌کشد به دو حفره‌ی خالی که چند کرم کوچک رویش پیچ و تاب می‌خورند. پیرزن یکی از کرم‌ها را از روی حفره‌ی خالی صورتش برمی‌دارد و می‌گذارد در دهانش و شروع می‌کند به جویدن.

می‌گوید: «این‌جا عالم برزخ است و تو مرده‌ای»

خشکم می زند. با وحشت می‌گویم: «نه! من هنوز زنده‌ام. حرف می زنم. سیگار می‌کشم»

می‌گوید: «عالم برزخ، عالم رؤیاست. به هرچه فکر کنی همان را می‌بین. فکرت سیاه است. مثل من؛ مثل همه‌ی این‌ها که…

یک فیلم یک دیالوگ

فرانک اسلید(آل پاچینو) : 
تو زندگیم هر وقت به یه دو راهی رسیدم ، بدون استثنا می دونستم راه درست کدومه ، ولی همیشه راه غلط رو انتخاب کردم.می دونی چرا؟چون راه درست لعنتی همیشه سخت تر بود...!

                             


                                                      بوی خوش زن - مارتین برست

تقدیم به روزهای گذشته ام

خاطره چه چیز عجیبی است: گاه مثل شعبده باز از كلاه عكس هایی فوری را بیرون می‏كشد كه خیال می‏كردی تا ابد فراموششان كرده ای.

از کتاب : طوطی/ سوزانا تامارو

رقص

وقتی که با تو به رقص برمی خیزم

پاهایم سنبله های گندم می شوند

و گیسوانم

طولانی ترین رودخانه ی جهان!

 

"سعاد الصباح"

شرح عکس :صحنه‌ای از باله دن کیشوت در کلرادو

با کمال تاسف و تاثر به عرض می رسانم ....

قدیمی‌ترین سینمای تهران تخریب شد

 

 

تعدی به بناهای تاریخی در پایتخت این‌بار به قدیمی‌ترین سینمای شهر تهران رسید و سینما تمدن که قدیمی‌ترین سینمای موجود پایتخت بود، با خاک یکسان شد.

سینما تمدن در سال 1310 به دست خان بابا خان معتضدی بنا شده بود و با فروریختن آن براساس آنچه خبرگزاری میراث فرهنگی خبر داده است، خاطرات مردمانی که روی صندلی‌های چوبی آن به تماشای فیلم نشسته بودند پایان یافت. براساس آنچه این خبرگزاری اعلام کرد: سینما تمدن که به دستور سرتیپ درگاهی به‌مدت 3 ماه در جنوبی‌ترین منطقه آن زمان شهر تهران بنا شد از قدیمی‌ترین سینماهای موجود شهر تهران بود که تا سال 1385 به فعالیت خود ادامه داد و به‌دلیل شرایط نامناسب به‌صورت موقت تعطیل شد. این تعطیلی که تا دیروز طول کشید سرانجام به تخریب قدیمی‌ترین سینمای شهر تهران منتج شد.

پرونده ثبت ملی سینما تمدن در سال 1385 در سازمان میراث فرهنگی وقت در دست بررسی بود که به‌عنوان قدیمی‌ترین سینمای تهران که هنوز در حال پخش فیلم است در فهرست آثار ملی ایران به ثبت برسد، کاری که آن زمان به سرانجام نرسید و عاقبت کار تخریب سینمایی بود که در سال 1392 با درجه 2 و 322 صندلی در ضلع شمال شرقی چهارراه مولوی با قدمت بیش از 82 سال برای دوستداران میراث فرهنگی خاطره شد.

نقش خلاقیت در داستان‎نویسی

گابریل گارسیا مارکز ، گفته است:” روزی که متوجه شدم از تنها چیزی که واقعاً از آن لذت می‌برم ، داستان‌سرایی است، تصمیم گرفتم همه‎ی چیزهای لازم برای تامین و تعمیم این لذت را فراهم کنم ، به خودم گفتم : این مال من است! هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مرا وادار به پذیرش یا انجام کار دیگری بکند”.

اگر با دقت و تیز بینی عبارت را بخوانیم، متوجه دو نکته‎ی مهم می‎شویم.یکی اینکه اگر از چیزی لذت می‎بریم ، انگیزه ی کافی برای انجام آن داریم و بی هیچ احساس خستگی برای نیل به مقصود در راهی قدم می‎گذاریم که می‎دانیم با طبیعت ما ، سازگاری دارد. به بیان دیگر، کاری می‎کنیم که از آن لذت می‎بریم. دیگر اینکه هیچ کس نمی‎تواند جلوی حرکت راهی را که در آن گام نهاده‎ایم، بگیرد. نکته‎ی اساسی حرف مارکز، در همین ایستادگی است.

اما دستیابی به چنین مهمی، فقط در علاقه و خواستن میسر نمی‎شود. باید خمیر مایه‎ای داشته باشیم که به آن می‎گویند استعداد. برای بروز استعداد ، آنچه می‎تواند مسیر ما را روشن کند ، بهره گیری از ایجاد کردن است. ایجاد چیزی که تاکنون نبوده است. چگونگی محقق شدن این امر ، برمی گردد به نوع تفکر ما که ببینیم کجا ایستاده ایم و کجا می خواهیم برویم . “مولانا” می گوید:

ای برادر تو همه اندیشه‎ای                    مابقی از استخوان و ریشه‎ای

گر بُوَد اندیشه‎ات گل گلشنی               ور بُوَد خاری، تو هیمه‎ی گُلخنی

بنابراین برای اینکه منِ نویسنده بخواهم ایجاد کنم ، اندیشه‎ای نو ، حرکتی نو و راهی نو را باید برگزینم تا به  ایجاد کردنی که از آن حرف می زنم دست یابم. اینجاست که می فهمم نقش خلاقیت در داستاننویسی چیست. اینجاست که نقب می زنم به هزارتوی وجودم تا ببینم چه دارم تا به مدد آن از عنصر خلاقیت استفاده کنم و دنبال روزمرگی نباشم، بلکه با باور به پتانسیلی که دارم، بیایم و آنچه را می خواهم متجلی سازم.

باور من این است که ...

ادامه نوشته

انجمن حمایت از کودکان کار برگزار می کند

 

برگزاری کارگاه داستان نویسی امیر علی نبویان شروع دوره : 3 شهریور برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام با دفتر روابط عمومی انجمن تماس حاصل فرمایید.

نشانی دفتر روابط عمومی :

تهران، خیابان سید جمال الدین اسد آبادی ( یوسف آیاد )، کوچه ی سوم، پلاک 17، واحد 2

تلفن: 88482403 

کارگاه داستان‌نویسی در پردیس ایوان شمس برگزار می‌شود

کارگاه داستان‌نویسی با عنوان «پیاده‌روی کاغذی» از ۲۷ مردادماه در پردیس ایوان‌ شمس برگزار می‌شود.

به گزارش همشهری آنلاین، در این کارگاه مبانی اولیه داستان‌نویسی نوین با رویکرد تجربی توسط عباس کریمی‌عباسی در ده کارگاه دو ساعته تدریس و هنرجویان در صورت موفقیت در آزمون پایان دوره گواهی دریافت می‌کنند.

این کارگاه به همت محفل ادبی دایره دیدار ساعت ۱۸ الی ۲۰ یکشنبه‌های هر هفته در پردیس ایوان شمس برگزار می‌شود و به دلیل تاکید بر کاربردی بودن آن مباحث تئوریک در حد لزوم عنوان شده و برای صرفه‌جویی در وقت برخی از تمرینات و مطالعات مورد نیاز هنرجویان توسط آنها در منزل انجام خواهد شد.

عباس کریمی‌عباسی نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگاری است که مجموعه داستان «فرشتگان هرگز نمی‌‍‌خوابند» و رمان‌های «ققنوس» و «در پوست شیر» را در کنار کتاب‌هایی چون «کتاب و کتابخوانی» در کارنامه خود دارد.

«شهر بختک» و «سفر به چین» و «تدفین در برلین» نیز از ترجمه‌های این داستان‌نویس هستند.

علاقمندان می‌توانند برای ثبت‌نام با آقای قلی‌زاده در ایوان شمس به شماره ۸۸۰۱۵۲۲۸ تماس بگیرند و یا به این مرکز واقع در تقاطع خیابان فاطمی در ابتدای بزرگراه کردستان مراجعه کنند.

 

خواهم نوشت ...

عـشـق!

آدم را به جاهای ناشناخته می‌برد.

مثـلا به ایستــگاه‌های متـروک

به خلـوتِ زنگ‌زده‌ی، واگن‌ها

به شهری که فقط آن را در خواب دیده...

وقتی عاشق شدی،

ادامه این شعر را، تو خواهی نوشت...!  


شعر از : رسول یونان 

توضیح عکس :

(سکانسی از فیلم Ivan's Childhood محصول 1962 شوروی،ساخته کارگردان شهیر آندره تارکوفسکی،)

منبع : http://forever-alone.blogfa.com/